خاطرات گذشته مانند آثار تاریخی هر شهر یا روستا،حلقه اتصال گذشته و حال هستند ، چیزی كه برای قدیمی ها ارزش دارد همان تازه کردن خاطـرات (تلخ و شیرین )روز های گذشته برای نسل های فراروی است.خاطراتی که بیشتر در خانه های گلی و حمام های ده و روستا می توان یافت.

حمام های عمومی و سنتی در ایران بخشی از فرهنگ این مرز و بوم بوده و در گذشته های نه چندان دور پاتوق مردم ، چه در ایران و چه بسیاری از كشورهای دنیا  بودند وباورکنید در حمام هم برای مردم فرصتی برای تعامل اقتصادی و فرهنگی و تجاری و گفت و شنودهای روزمره،بده و بستان ها،قول و قرارها،دختر و پسر نشان کرد نها و... بود. به همین خاطر،  حمام، همواره از معماری تحسین برانگیزی در كشور برخوردار بوده و معمولا با تزئیناتی چون كاشی كاری، نقاشی، كادربندی و دكوراسیون سنتی جذاب ،توام با خاطرات شیرینی قدیم همراه است. با گذشت زمان و گسترش زندگی شهرنشینی كاربری اینگونه حمام ها تقریبا در اغلب نقاط كشورمان از میان رفت و به دلیل كم توجهی های  حمام های قدیمی به حال خود رها شدند.یادش بخیر قدیم ها فرقی نداشت روز های زود یا فرد. سه روز حمام های قدیمی محل در اختیار خانم ها  و سه روز هم متعلق به آقایان بود،وقتی نوبتشان می شد دسته جمعی  با هم به سوی حمام راه می افتادند. در بین راه هرکدام بقچه ای از لباس های شسته زیربغل گذاشته و خندان و گویی پای کوبان حرکت می نمودند.(شنیده اید که گفته اند :اگر می خواهید بدانید مغولان چه بلایی سر ایران آورده اند از مردم خراسان بپرسید؟ داستان حمام های قدیمی هم همینگونه است. اگر می خواهید از شور و شوق آفرینی روزهای شیرین ایام کهن را بدانید از قدیمی ها بپرسید.گل خنده برلبان (حمامی)(مالک حمام را می گفتند حمامی) جاری بود.دلاک ها هم با مردم خوب تا می کردند بیشتر آبادی خودشان دلاک هم می شدند. ساعت ها پشت و کمر همدیگر را با لیف و کیسه می مالیدند.تونتاب ها،مشت مالچی ها،پدویی ها هم مهربان بودند.چای و قلیان صرف می شد. آب خنک و نوشابه هم داشتند. بوی  کیسه، مشربه، لیف، تاس،شان،ه طشت، صابون، لگن، سفیدآب، آینه، کتیرا، جام حنا، سدر، جام وسمه، مورد، لنگ، حنا، چراغ پیه سوز، وسمه، سنگ پا، گل سرشور، بقچه مسند و ... .در حمام می پیچید.همین حمام ها . در قدیم محل شستشوی بدن، محل بازكردن شوخ (كیسه كشیدن)، صابون زدن و فصد كردن(رگ زدن و حجامت)، گرفتن قولنج و مشت و مال، ازاله موهای زائد بدن، تراشیدن سر آقایان، حنا بستن و سدر گرفتن بر موهای سر و خلاصه یك نظافت جامع و كامل بود.تازه حمام، فقط محفلی برای استحمام و البته تعاملات فرهنگی و اجتماعی نبود. حتی دلاک باشی های حرفه ای، مردان را حجامت می کردند و بعضاً، دلاک های زن، با زالوهای خون خوار، زالو درمانی را برای کسانی که با مشکلات عضلانی به ویژه مفصل درد دست و پنجه نرم می کردند، انجام می دادند. بخشی از خاطرات پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها از حمام های عمومی آن دوران است.بخت با ما یاربود پدر یکی از دوستان همکلاسی ما حمامی بود.مارا می شناخت و هرقت حمام می رفتیم ما را بازور از حمام بیرون نمی کرد.(بعضی از صبح تا عصر در حمام می ماندند و خود را شستشو می داند)امروزه بسیاری از قدیمیها از حمام های قدیمی خاطرات خوبی دارند.حمام غالبآ با شیوه معماری سنتی و توسط معمارهای خلاق و خوش سلیقه و زبده طراحی و ساخته می شد،کاشی کاری و نقاشی و آهک بری ها استادانه داشت که در واقع نمایشگاهی از هنرهای گوناگون را در معرض دید مشتریان حمام قرار می داد. در قدیم حمام ها سقف بلند و نورگیرهای کوچک داشتند و این موضوع را در معماری حمام های سنتی ایران در سراسر کشور می شود مشاهده کرد. همین تهران گنده شهردر روزهای پایان عصر قجر، دارای ۱۸۲ حمام بود که ۲۰ مورد باقی مانده است.چهار قسمت اصلی داشتند. وقتی از درب حمام های سنتی کسی وارد می شد، از دالانی نسبتاً دراز و پیچ در پیچ گذر می‌کرد تا به بینه برسد.بینه، جای لختی نشستن بود تا کم کم به هوای گرم و مرطوب عادت کنند و به قول قدما نچایند! آرام که می‌گرفتند، لباس‌ها را درمی‌آوردند و راهی گرمخانه می‌شدند و موقع بیرون آمدن برای هم حوله ها را باز می کردیم تا لباس بپوشند.میان بینه و گرمخانه، فضای دیگری بود به نام «میان در». در آن جا، یکی دو سکو برای انداختن لنگ قرار داشت و خلوتی برای ستردن موهای زاید. راهروی بلندی هم از میان در منشعب و به آبریزگاه (دستشویی) ختم می‌شد.فضای بعدی، گرمخانه بود؛ جای سر و تن شستن. خزانه یا خزینه که به عبارتی آب انبار حمام بود، در گرمخانه قرار داشت. حمام‌ها دو خزانه آب گرم و آب سرد داشتند و در حمام‌های بزرگ‌تر، یک خزانه آب ولرم هم به این دو افزوده می‌شد. گاه نیز حمام دارای چال حوض (استخر) بود تا وسیله شنا و آب تنی مردم برقرار باشد.جایی که مردم، دختران را برای پسران خویش خواستگاری می کردند و زنان، حمام عروسی و زایمان را برای زوج های جوان برپا کرده و مراسم بزم و شادی به راه می انداختند و خستگی روزانه را با مشت و مال دلاک باشی های تنومند، از جان بیرون می کردند. دختر و پسر دهاتی که می خواستند عروسی کنند حمام دو روز در قرق آنها بود.چه شوری  چه غوغایی بود. دوستان پسر آبادی شانه به شانه داماد با  حوله و لباس های تازه دنبال داماد(شا داماد)راه می افتند. دختران زیباروی محلی نیز با بقچه های لباس های تمیز شسته با عروس هل هله کنان  راه می افتادند واز (سحر) صبح به حمام می رفتند تا غروب برمی گشتند.حمامی ها کار و کاسبی شان خیلی خوب بود.داماد از طرف خود و عروس و همراهان  پئل حمامی را حساب می کرد  . آن روز روز حمامی ها بود.

touraj rahbar Ganjeh.archaeologist

منبع : گنجه و گنجینه |زمانی که روز،روز حمامی ها بود.
برچسب ها : قدیمی ,مردم ,دلاک ,قدیم ,داشتند ,خاطرات ,قرار داشت ,دلاک باشی